الشيخ محمد هادي معرفة (مترجم: ايروانى)

223

التفسير الأثرى الجامع (تفسير اثرى جامع) (فارسى)

ناشناخته است . » هارون بن كثير از زيد بن اسلم از پدرش از ابىأمامه باهلى از ابىّ بن كعب از پيامبر فضايل تك تك سوره‌هاى قرآن را روايت كرده است . سلّام طويل « 1 » همهء اين حديث طولانى را از وى نقل كرده است . نيز ابراهيم بن شريك آمدى آن را از احمد بن يونس « 2 » از وى روايت كرده است . قاسم بن حكم عُرَنى « 3 » همهء آن را سوره به سوره ، از هارون بن كثير روايت كرده است . يوسف بن عطيه كوفى « 4 » ، نه بصرى ، بخشى از آن را از هارون روايت كرده است . ابن عدى گويد : « هارون ناشناخته است و تنها او اين حديث را از زيد بن اسلم روايت كرده و اين حديث از زيد ، به اثبات نرسيده است . » « 5 » جلال الدين سيوطى گويد : « اين احاديث سه گانه به طور كامل ، در آخر تفسير ابن مردويه آمده است . » « 6 » ابن جوزى گويد : « ابو اسحاق ثعلبى حديث ابىّ را در تفسيرش پخش كرده و در هر سوره ، بخش ويژهء آن را آورده است . ابو الحسن واحدى نيز همين روش وى را پى گرفته است . من از اين دو نفر در شگفت نيستم ؛ چرا كه از اصحاب حديث نيستند ، بلكه از ابو بكر بن ابى داوود در شگفتم كه چگونه آن را در كتابى كه دربارهء فضايل قرآن نوشته ، پخش كرده است ؛ در حالى خود مىداند كه چنين حديثى ،

--> ( 1 ) . سلّام بن سلم و گفته مىشود : ابن سليم تميمى سعدى خراسانى ، سپس مدائنى و ملقب به طويل . احمدگويد : « وى منكر الحديث است . » ابن معين گويد : « او ضعيف و غير قابل اعتماد مىباشد ، حديث او نوشته نمىشود . » نسائى گويد : « وى متروك است . » ( ميزان الاعتدال ، ج 2 ، ص 175 ) . ( 2 ) . احمد بن عبداللَّه بن يونس كوفى ، ثقه و حافظ . ( تقريب التهذيب ، ج 1 ، ص 19 ) . ( 3 ) . قاسم بن حكم بن كثير عُرَنى ، ابو احمد كوفى ، قاضى همدان . وى راست‌گو بوده و در او ، اندكى ضعف‌وجود داشته است . ( تقريب التهذيب ، ج 1 ، ص 116 ) . ( 4 ) . باهلى ورّاق . غلّاس گويد : « او از صفّار دروغ‌گوتر است . » دارقطنى گويد : « وى ضعيف مىباشد . » ( المغنى فىالضعفاء ، ج 2 ، ص 763 ) . ( 5 ) . الكامل ، ج 7 ، ص 127 . ( 6 ) . اللئالى المصنوعه ، ج 1 ، ص 227 .